باورهای غلط و رایج

  • اجتناب از خوردن دارو
  • باورهای غلط در جامعه در مورد بیماری اسکیزوفرنیا
  • باورهای غلط در مورد اختلالات روانی در جامعه
  • داروها معتادم می کنند
  • مقابله با امتناع از مراجعه به روانپزشک

     

     

  • اجتناب از خوردن دارو

    نپذیرفتن درمان در راستای باورنداشتن به بیمار بودن و نیاز به درمان رخ می‌دهد. البته باورهای ناکارآمد در مورد دارو‌ها مانند اثربخش نبودن دارو در درمان مشکلات هیجانی و رفتاری، خطر وابستگی و اعتیاد به دارو‌ها و احتمال تجربه عوارض جدی با دارو هم در این خصوص می‌تواند موثر باشد. 

    موثر‌ترین و در دسترس‌ترین رویکرد در این مورد نیز آگاهی رسانی، تصحیح باورهای ناکارآمد و نشان دادن سودمندی دارو و درمان در مورد اختلالات روانپزشکی است. 

    با وجود آنکه دارو تقریبا در درمان اکثر اختلالات روانپزشکی کارآمد و مورد نیاز است، گاهی می‌توان در برخی اختلالات خفیف ابتدا از روش‌های دیگر بهره برد و در صورت سودمند نبودن این روش‌ها یا تشدید بیماری از دارو استفاده کرد.

  • باورهای غلط در جامعه در مورد بیماری اسکیزوفرنیا

    از دوران قدیم تا گذشته‌ای نه چندان دور بواسطه جهل و عدم اطلاع از بیماری اسکیزوفرنیا، این بیماری به عوامل ناشناخته ماوراء الطبیعی یا شیطانی منتسب مي‌گردید و به همین دلیل افراد مبتلا طرد شده و مورد شماطت قرار مي‌گرفتند، مثلاً زمانی با اعتقاد به اینکه روح بیمار توسط ارواح پلید تسخیر شده بیمار را بسته و تنبیه بدنی می‌کردند تا روح شرور از بدن وی خارج شود.

    امروزه با پیشرفت علم و دانش، عقاید انحرافی و خرافی در مورد این بیماری از بین رفته است ولی هنوز باورهای غلط در سطح جامعه و گروهی از مردم وجود دارد که گاه و بیگاه باعث برخوردهای غیرمنطقی با این بیماران می‌شود. در زیر چند نمونه از این باورها غلط ذکر شده‌اند.

    غلط: بیماری اسکیزوفرنیا نادر و وقوع آن غیرمعمول است.

    واقعیت: این بیماری نادر نیست، ۵/۱- ۱ درصد افراد جامعه در طول عمر به آن مبتلا می‌شوند و علت آن نژاد، وضع اقتصادی، اجتماعی، تحصیلات و روش‌های تربیتی نمی‌باشد.

    غلط: بیماری اسکیزوفرنیا با بعضی درمان‌ها کاملاً بهبود یافته و ریشه کن می‌گردد و نیاز به مصرف طولانی مدت دارو نیست.

    واقعیت: علیرغم بهبودی قابل توجه در اکثر بیماران، درصدی از این بیماران نیازمند استفاده طولانی مدت از دارو هستند.

    غلط: بیماری اسکیزوفرنیا مُسری است.

    واقعیت: این بیماری به هیچ وجه از طریق معاشرت، تماس‌های بدنی منتقل نمی‌شود و مُسری نمی‌باشد.

    غلط: بیمار مبتلا به اسیکزوفرنیا بدطینت و زشتخو است.

    واقعیت: روحیات این افراد شبیه افراد عادی است و فقط در صورت عود بیماری رفتارهای غیرمنطقی بروز می‌کند که ناشی از شرایط بیماری است.

    غلط: بیماری اسکیزوفرنیا ناشی از ضعف روحیه است.

    واقعیت: بیماری ناشی از ضعف اراده و روحیه نیست بلکه کنترل علائم بیماری از عهده فرد مبتلا خارج است و ربطی به سعی و کوشش وی ندارد.

    غلط: بیمار اسکیزوفرنیا متجاوز و خطرناک است.

    واقعیت: میزان آسیب و صدمه به دیگران توسط این بیماران بیشتر از سایر مردم در جامعه نیست. این باور باعث انزوا و در خود فرورفتن بیشتر این بیماران می‌شود.

    غلط: بیماری اسکیزوفرنیا نشانه عقوبت الهی و ناشی از گناه است.

    واقعیت: این بیماری، همانند دیگر بیماری‌های انسان بوده و تنها نشانه‌ها و علائم آن متفاوت است و هیچ ربطی به مسائل ماور الطبیعه ندارد.

    غلط: بیماری اسکیزوفرنیا ناشی از کم هوشی بیمار است.

    واقعیت: بیماری اسکیزوفرنیا ارتباط با میزان هوش ندارد. این بیماری در افراد باهوش نیز دیده می‌شود.

    غلط: هیچ کاری از بیمار مبتلا به اسکیزوفرنیا ساخته نیست.

    واقعیت: با کنترل دارویی بیمار مبتلا به اسکیزوفرنیا مي‌تواند به جامعه بازگشته و فعالیت‌های معمول زندگی داشته باشد. در حال حاضر بسیاری از بیماران کار می‌کنند و زندگی معمولی دارند.

    غلط: می‌توان به بیمار مبتلا به اسکیزوفرنیا دروغ گفت، او متوجه نمی‌شود.

    واقعیت: این افراد قدرت تشخیص را دارند و فریب آنها تنها باعث بدگمانی بیشتر آنان می‌گردد.

  • باورهای غلط در مورد اختلالات روانی در جامعه

    خوشبختانه تاریخ مصرف این نوع نگاه به اختلال روانپزشکی و بیمارانی که از آن رنج می‌برند در دنیا به حدود ۵۰ ـ ۴۰ سال گذشته بازمی گردد و با گسترش رویکردهای جامعه نگر در کشور ما نیز به آرامی در حال رنگ باختن است. 

    با وجود این همچنان جامعه ما نسبت به ضرورت دریافت خدمات و درمان‌های روانپزشکی و روان‌شناسی با باورهای غلط بسیاری درگیر است که انگ زدایی از آن‌ها نیاز به افزایش آگاهی و دانش عمومی مردم و نوعی اصلاح فرهنگی نسبت به اختلالات روانی و درمان پذیری آن در چارچوب خدمات روانپزشکی و روان‌شناسی دارد. 

    عمده‌ترین باورهای غلطی که در ارتباط با اختلالات روانی در جامعه ما شایع است، عبارت است از: 

    ـ هر کس به مشاور، روان‌شناس یا روانپزشک مراجعه کند دیوانه است. 

    ـ بیمار مبتلا به اختلالات روانپزشکی خطرناک است. 

    ـ داروهای روانپزشکی اعتیادآور است. 

    ـ مشاوران و روان‌شناسان رازدار نیستند. 

    ـ مشاوران و روان‌شناسان فقط نصیحت می‌کنند. 

    ـ اگر به روان‌شناس یا روانپزشک مراجعه کنم، فاجعه خواهد بود. 

    ـ اگر به روان‌شناس یا روانپزشک مراجعه کنم برایم پرونده سازی خواهد شد. 

    ـ داروهای روانپزشکی فرد را چاق می‌کند. 

    ـ دارو‌ها باعث می‌شود تمام روز بخوابم. 

    ـ اگر به روان‌شناس یا روانپزشک مراجعه کنم حتما مرا بستری خواهد کرد. 

  • داروها معتادم می کنند

    این یکی از باورهای ناکارآمد بسیار رایج در مورد اختلالات روانپزشکی است. دارو اگر برای اختلال مشخصی، با دز مناسب و زیر نظر پزشک تجویز شود معمولا خطر وابستگی ندارد. ضمن آنکه خطر وابستگی محدود به داروهای مخدر و خواب آورهاست و در موارد دیگر مصداقی ندارد. وابستگی معمولا در مصرف خودسرانه دارو و زمانی که دارو به جای درمان برای سرخوشی و لذت مصرف می‌شود، بروز می‌کند. 

  • مقابله با امتناع از مراجعه به روانپزشک

    علت امتناع از مراجعه به روانپزشک بسیار گسترده و تابع عوامل بسیاری است. ناآگاهی از اینکه نشانه‌هایی که فرد از آن رنج می‌برد و به اختلال در زندگی او منجر شده، می‌تواند ناشی از یک بیماری قابل درمان باشد، انگ و شرم از اینکه دیگران نگاهی منفی به فرد پیدا کنند، تصور اینکه اختلال روانپزشکی نشان دهنده ضعف اراده یا قدرت شخص است و مراجعه تاکیدی بر این امر است ازجمله دلایلی است که مانع مراجعه فرد می‌شود. 

    در نتیجه افزایش آگاهی از طرق مختلف ازجمله رسانه‌های عمومی در این ارتباط می‌تواند بسیار کمک کننده باشد. 

    کاهش انگ و شرم نیز می‌تواند رخ دهد و تسهیل کننده استفاده افراد از خدمات سلامت روان خواهد بود.

وبگذر

ما از کوکی ها برای بهبود وب سایت استفاده می کنیم.ادامه استفاده شما از کوکی ها در سایت رضایت شما را از کوکی ها نشان می دهد. سیاست کوکی من از کوکی ها استفاده می کنم. قبول کردن