پنج شنبه, 11 دی 1348 ساعت 00:00

تاثیر روان درمانی بر کارکرد مغز

نوشته شده توسط 
این مورد را ارزیابی کنید
(0 رای‌ها)

برای پاسخ به این سوال که روان درمانی چه تاثیری بر کارکرد مغز میگذارد، باید مغز بیماران تحت درمان را با مغز افراد سالم و گروه کنترل مقایسه کرد. بارساگلینی 1 وهمکاران ) 2014 ( در پژوهش خود نتایج 42 مقاله مروری در این زمینه را بررسی کردهاند. در این میان فقط 24 مطالعه شامل گروه کنترل بودهاند و از میان آنها نیز تنها بعضیمطالعات قبل و بعد از درمان را با هم مقایسه کردهاند. در جدول 1 مطالعات دارایگروه کنترل و روش درمان و تصویربرداری آنها ذکر شده است. بارساگلینی و همکاران چند مشکل در مقایسه این مطالعات را ذکر میکنند. اول اینکه روشهای مختلف تصویربرداری مغزی در یک اختلال بالینی یکسان میتوانند نتایج مختلفی را نشان دهند، چرا که روشهای مختلف، پارامترهای فیزیولوژیکی مختلفی را میسنجند. دوم اینکه این مطالعات روششناسی مختلفی دارند. در انواع مطالعات رویکردهای مختلف درمانی به کار گرفته شده است که تفسیر نتایج را با مشکل مواجه میکند. به علاوه، نوع گروه کنترلی که اعمال شده است بیشتر شامل افراد سالمی است که به صورت داوطلبانه در پژوهش شرکت کردهاند، نه افراد بیماری که در لیست انتظار باشند تا راحت تر بتوان تاثیر درمان را از تغییرات طبیعی دوره متمایز کرد.

 

. نتیجه گیری

با در نظر گرفتن این امر که همه مداخلات روانپزشکی ماهیت زیستی-روانی- اجتماعی 3 دارند، ارتباط بین علوم اعصاب و رواندرمانی فواید زیادی در جهت پیشرفت در حیطه آسیب شناسی و رواندرمانی در اختیار میگذارد. اولین و مهمترین فایده این ارتباط، دانش بیشتر در مورد چگونگی تاثیر و مکانیزم عمل روان درمانی است. فهم عمیقتر در مورد این که رواندرمانی چگونه کار میکند، به مشخص کردن بهترین درمان برای هر اختلال کمک میکند و روشهای علمی در اختیار میگذارد که تشخیص دهیم چه درمانی برای چه کسی مناسب است. دومین فایده، ایجاد رابطه متقابل بین مکانیزمهای عمل روان درمانی و دارودرمانی است که منجر به درمان بهینه اختلالات روانپزشکی خواهد شد. مغز یک سیستم پیچیده است که دارای توانایی خودسازماندهی است و از طریق فرایندهای انعطاف پذیری درونی خودش می تواند خودش را تعمیر کند. این امر لزوم درمانهایی بر محوریت انعطافپذیری مغز را نشان میدهد )مرزنیچ و همکاران، 2014 (. فایده دیگر این زمینه تحقیقاتی این است که نشان میدهد محیط چگونه می تواند بر بیان ژن ها تاثیر بگذارد. از این منظر، چنین رویکردی در ایجاد دانش بیشتر در زمینه پیشگیری از بیماریها کمککننده خواهد بود. برای مثال، گابارد ) 2000 ( بیان میکند که خانوادهدرمانی میتواند با تغییر در شیوه برخورد والدین با فرزندانشان، بیان ژنهای کودکان را تغییر دهد و از بروز اختلالات جلوگیری کند.

خواندن 436 دفعه آخرین ویرایش در یکشنبه, 17 آذر 1398 ساعت 07:47
برای ارسال نظر وارد سایت شوید
ما از کوکی ها برای بهبود وب سایت استفاده می کنیم.ادامه استفاده شما از کوکی ها در سایت رضایت شما را از کوکی ها نشان می دهد. سیاست کوکی من از کوکی ها استفاده می کنم. قبول کردن